امـروز جمعه, 02 اسفند 1398
خدمات توانبخشي بازتواني در ضايعات نخاعي و نقش پرستار مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

از طرف دیگر ضایعات نخاعی فرد را دچار محدودیت هایی میکند که به دنبال آن  عوارضی از قبیل دردهای مزمن، اختلالات مربوط به روده ها و مثانه و همچنین مستعد شدن بدن برای ابتلا به مشکلات قلبی و ریوی را به وجود آورده که نیاز به مراقبت خاص و مستمر دارد کهدر صورت عدم رسیدگی می تواند منجر به مرگ فرد نیز شود.

لذا برای اینکه از این موارد تا حد امکان کاسته شده،  درد ، عوارض جبران ناپذیر و آزارهای روحی و روانی ناشی از معلولیت بر فرد آسیب دیده به حداقل برسد ؛ اقدام به توانمند کردن فرد مورد توجه قرار میگیرد تا با کمترین آسیب روحی و روانی  بتواند سریعتر به پیکره ی اجتماع برگردد . چنین فرایندی را توانبخشی می نامند.  به عبارت دیگر تیم توانبخشی، گروهی متخصص هستند که برای هدفی خاص و با ارزش در کنارهم اقدام به انجام یکسری فعالیت های درمانی و حمایتی می کنند که نتیجه ی آن می بایستی توانمند کردن فرد معلول و آسیب دیده باشد. پرستار توانبخشی نیز عضوی از تیم توانبخشی است که در طراحی برنامه های پرستاری فعالیت می کند و در جهت بازتوانی فرد معلول با سایر اعضای تیم همکاری می نماید. زمینه و تجربه شغلی پرستاران و نیز ارتباط مداوم و مستمر آنها با بیماران ،دارای شرایط ویژه ای است  که آنها را قادر می سازد برای پاسخگویی به نیازهای فرد معلول و همکاری با تیمی مرکب از تخصصهای مختلف ، نقش خاص خود را ارائه دهند.

بحث:

طناب نخاعی از جمجمه به اولین مهره کمری کشیده شده است که شامل ماده خاکستری در وسط و ماده سفید در اطراف آن میباشد. ماده سفید طناب نخاعی شامل رشته های بالارونده و پایین رونده است. رشته های بالارونده اطلاعات حسی را از رسپتورهای پوست و ماهیچه های اسکلتی به تاندون ها و مفاصل منتقل میکنند. رشته های پایین رونده اطلاعات حرکتی را به ماهیچه های صاف، اسکلتی، ماهیچه قلبی و غدد منتقل میکنند.

آسیب نخاعی به دنبال یک ضربه فیزیکی ناگهانی به ستون فقرات، یا در اثر بیماری های مختلف اتفاق می افتد. این امر باعث صدمه به ریشه های عصبی نخاع شده و در نتیجه ارتباط عصبی بین مغز و وسایر اندام ها قطع می گردد.

 

alt

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ضایعه نخاعی هر سنی را گرفتار می کند . ولی طبق آمار بیشترین تعداد بین افراد 15 تا 35 ساله هستند. حدود 200 هزار بیمار ضایعه نخاعی در ایالات متحده زندگی میکنند و سالانه 12 تا 20 هزار بیمار جدید به آنها اضافه میشود. متوسط هزینه های پزشکی 15 تا 30 هزار دلار در سال می باشد. حدود 80 درصد بیماران دچار ضایعه نخاعی مردان هستند.

آمار معلولیت های متوسط تا شدید در کشورهای کمتر توسعه یافته در سال 1992 بالغ بر 200 ملیون نفر بوده است که در سال 2025 به 435 میلیون نفر میرسد. بر همین اساس ، آمار جهانی معلولیت های متوسط و شدید به 573 میلیون نفر در سال 2025 خواهد رسید.

این ارقام ، بر ضرورت تلاش برای یافتن راه حل هایی جهت ارایه هر چه بهتر خدمات ، تاکید دارند.

به طور کلی آسیب های نخاعی به دو علت ایجاد می شوند که عبارتنداز:

 

۱-تروماتیک(ضربه ای):آسیب های ناشی از ضربه ها، ۷۰ درصد ضایعات را تشکیل می دهند.

در نوع تروماتیک ضربات وارده به ستون فقرات بیشتر به علت آسیب عروقی یا شکستگی ، دررفتگی مهره و یا ترکیبی از این دو(شکستگی - دررفتگی)می توانند منجر به آسیب نخاع گردند.ازجمله عوامل تروماتیک که باعث آسیب نخاعی می گردد،می توان به مواردی چون واژگون شدن اتومبیل ، سقوط از بلندی ، تصادف با موتور سیکلت ، زلزله ، فعالیت های خشن ورزشی ، ضربات چاقو ، زخم های ناشی از اصابت گلوله و... اشاره کرد.

۲-غیرتروماتیک(غیرضربه ای):نوع غیرضربه ای عامل حدود ۳۰ درصد آسیب های نخاعی می باشد.

عوامل غیرتروماتیک که زمینه آسیب نخاعی را فراهم می کنند ، بیشتر در ارتباط با یک بیماری یا اختلالات عروقی مطرح می گردند. ترومبوز،آمبولی ، ناهنجاری های شریانی-وریدی و خونریزی ناشی از اختلال عروقی می توانند باعث آسیب به طناب نخاعی گردند.تومورها ، عوامل عفونی ، آرتروزهای شدید ناحیه ستون فقرات ، فتق دیسک بین مهره ای ، تنگی کانال نخاعی (مثلا به علت اسپوندیلولیستزیس یا لیز خوردن مهره ای بر روی مهره ای دیگر)، بیماری سیفلیس ، پولیومیلیت (فلج اطفال) ، سیرنگومیلی ، اسپاینابی فیدا ، ام اس(بیماری مالتیپل اسکلروزیس) و آمیوتروفیک لترال اسکلروزیس  و ... هم می توانند باعث آسیب به نخاع گردند که جزو عوامل غیرتروماتیک محسوب می شوند. جراحی های خاص ، تزریق نخاعی ، تابش  و انجام واکسیناسیون  به ندرت در بروز آسیب های نخاعی نقش دارند.

 

آسیب های نخاعی به دو صورت، کامل (Complete lesion) یا ناکامل (Incomplete lesions) است.

در یک ضایعه کامل، عملکرد حسی یا حرکتی در زیر سطح ضایعه وجود ندارد. آسیب کامل بیشتر درارتباط با قطع عرضی نخاع، صدمات عروقی شدید، کشش‌های طولی طناب نخاعی و یا فشارهای شدید به نخاع ایحاد میشود. در ضایعات کامل به دلیل قطع ارتباط نخاع با مغز، ادراک حسی و کنترل حرکتی فرد مختل شده و در این موارد پیش آگهی جهت برگشت عملکرد حسی-حرکتی ضعیف خواهد بود.

ضایعات ناکامل، با حفظ قسمتی از عملکرد حسی یا حرکتی در زیر سطح آسیب دیده مشخص می‌شود. اگر برگشت عملکرد حسی یا حرکتی سریع باشد، پیش آگهی ازنظر بهبود عصبی نیز امیدوار کننده خواهد بود.

بیمار دچار ضایعه نخاعی ، فردی است که با آسیب طناب نخاعی و عوارض ناشی از آن، دچار پاراپلژی یا تتراپلژی گردیده است. افراد دچار پاراپلژی از  فلج ناقص یا کامل در تمام یا بخشی از تنه و هر دو اندام تحتانی رنج میبرند، که ناشی از ضایعه در نخاع سینه ای یا کمری یا ریشه های ساکرال است. افراد دارای تتراپلژی دارای فلج کامل یا ناقص تمامی چهار اندام و تنه، از جمله عضلات تنفسی می باشند که ناشی از ضایعه در نخاع گردنی میباشد.

در حالی که بعضی از ضایعات نخاعی تقریبا بطور کامل بهبود مي یابند، بعضی دیگر به فلج کامل و دایمی می انجامند.

توانبخشی ،فرایندی متشکل از اقدامات هدفمند ، در جهت توانمندسازی شخص معلول ، به منظور دستیابی به سطح نهایی توانایی و عملکرد جسمی ، ذهنی ، روانی ، اجتماعی و حفظ این توانایی ها میباشد. بر این اساس توانبخشی فرآیندی در جهت تغییر زندگی معلولین برای کسب استقلال بیشتر خواهد بود.

توانبخشی براساس تعریف سازمان جهانی بهداشت یک فرآیند پیشرونده، پویا، هدفمند و غالبا محدود از نظر زمانی است، که به افراد آسیب دیده، سطحی از توانایی را جهت تعیین و رسیدن به عملکرد مطلوب از نظر ذهنی، فیزیکی، شناختی و اجتماعی می دهد.

انجمن توانبخشی ایران در سال 1347 با هدف درمان ،  آموزش حرف و مشاغل مناسب ، تقویت روحی افرادی که به علت نقص عضو و یا از دست دادن قسمتی از توانایی خود قادر به انجام کار نیستند، آماده کردن معلولان برای بازگشت به فعالیت اجتماعی و تحقیق و مطالعه درباره مسائل مربوط به معلولان، تاسیس شد.

توانبخشی در بیماران دچارضایعات نخاعی مشتمل بر خدمات و تخصص های متعددی است که از مرحله حاد شروع شده و با خدمات گسترده و تخصصی در مراحل تحت حاد ادامه می یابد. توانبخشی تحت حاد زیربنایی حیاتی برای یادگیری و کسب مجدد مهارتهای زندگی مستقل به شمار می آید. در این مرحله افراد در یک برنامه روزانه تمام وقت شرکت می کنند که شامل خدمات پزشکی، فیزیوتراپی، کاردرمانی، روانشناسی، مددکاری، پرستاری، تغذیه و مشاوره حرفه ای می باشد. توانبخشی تا طرح ریزی ترخیص و بازگشت به جامعه و نهایتا تلفیق مجدد در نقش های سابق یا جدید در اجتماع ادامه می یابد.

اقدامات توانبخشی به صورت تیمی انجام میشود که همکاری نزدیک و همه جانبه اعضای تیم در آن الزامی میباشد. تیم توانبخشی به تیمی از افراد متخصص گفته می شود که فعالیت آنها در جهت ارائه اقدامات باز توانی به افراد دارای سطوح مختلف ناتوانی می باشد.

تیم توانبخشی شامل افراد زیر میباشد:

 

·         پزشک توانبخشی ( فیزیا تریست )

·         مسئول هماهنگی تیم توانبخشی

·         فیزیو تراپیست

·         کاردرمان

·         مددکار اجتماعی

·         پرستار توانبخشی

·         روانشناس توانبخشی

·         مشاور حرفه ای

·         متخصص تغذیه

 

پزشک توانبخشی: متخصص در طب فیزیکی وتوانبخشی بوده و با توجه به نظرات تخصصی اعضا، تیم را هدایت مینماید. وی چشم اندازی درازمدت را برای تیم پزشکی ، بیماران و اعضای خانواده آنها فراهم می کند.

مسئول هماهنگی: وظیفه برنامه ریزی اقدامات توانبخشی و هماهنگی اعضای تیم را بعهده دارد.

فیزیو تراپیست: فردیست که بصورت حرفه ای مجوز ارائه تمرین های درمانی ،تجویز بریس های درمانی و محافظتی را دارا میباشد. وی بر روی بازتوانی اندام فوقانی و تحتانی ( دست و پا) تمرکز نموده وبا تقویت قدرت عضلانی و تجویز وسایل کمکی از قبیل واکر و بریس در جهت افزایش عملکرد حرکتی بیمار تلاش می نماید. یک فیزیوتراپیست از اولین لحظه درگیر مراقبت از بیماران شده و برای پیشگیری از عوارض منفی عدم تحرک، تلاش می نماید.

کاردرمان: این عضو، همانند فیزیو تراپیست، بر روی بازتوانی حرکتی بیمارفعالیت نموده، با این تفاوت که تمرکز کاردرمان بر روی تقویت حرکات ظریف اندامها می باشد.

علاوه براین کاردرمان با تجویز وسایل کمکی از قبیل اسپلینت و صندلی چرخداردر جهت بازتوانی بیماران واستقلال عملکردی آنان تلاش می نماید، و خصوصاً به فعالیت های معمول زندگی روزانه همانند پوشیدن لباس ، حمام نمودن و دستشویی کردن اهمیت خاصی میدهد.

مددکار اجتماعی: افراد دچار ضایعه نخاعی، به دلیل اختلالات عمده در زمینه های حسی، حرکتی،عاطفی ،حرفه ای وغیره با معضلات متعدد اجتماعی روبرو میباشند، لذا مددکار اجتماعی نقش بسیار مهمی در کمک به اسیب دیدگان نخاعی در رفع یا تخفیف موانع خانوادگی و اجتماعی بعهده دارد.

 

پرستار توانبخشی: نقش پرستاران بخصوص در مراحل اولیه پس ازایجاد ضایعه نخاعی بسیار با اهمیت میباشد. همچنین پس از گذشت مراحل حاد پس ازایجاد ضایعه، خدمات منظم پرستاری از بروز عوارض بلند مدت آسیبهای نخاعی جلوگیری نموده یا از شدت آن میکاهد.

 

روانشناس توانبخشی: از آنجا که هریک از افراد دچار ضایعه نخاعی دیدگاهی خاص نسبت به تغییرات عمده پس ازایجاد آسیب و نیز معلولیتهای حاصل از آن دارند، برای بسیاری از این معلولین، سازگاری با این معلولیتها ،حتی با گذشت زمانی طولانی از وقوع آسیب،بسیار مشکل میباشد.در اینجا نقش روانشناس، درتوانبخشی روانی معلولین بسیارحائز اهمیت میباشد. روانشناس نقشی اساسی را در ارزیابی جامع توانایی های شناختی ، وضعیت عاطفی و رفتاری بیمار ایفا می کند و در زمینه سازگاری با ناتوانی و استرس پس از تروما ، مشاوره لازم را ارائه می دهد.

 

مشاور حرفه ای: این افراد با ارزیابی حرفه ای از معلولین، قابلیتها و جایگاه حرفه ای آنان را مشخص نموده و با برنامه ریزی دقیق در جهت افزایش توانائیهای شغلی آنان و نیز مشخص کردن وسائل لازم جهت کمک به معلولین در محل کار ، در جهت رفع مسایل حرفه ای آنان قدم بر میدارند.

 

متخصص تغذیه: نقش رژیم غذایی در فرآیند بهبود ضایعات نخاعی و نیزدر مراحل بازتوانی، بسیار حائز اهمیت است،لذا نقش متخصص تغذیه در ارائه رژیم غذایی مناسب در مراحل مختلف درمان و توانبخشی این بیماران کاملا" مشهود میباشد.

پرستار توانبخشی عضوی از تیم توانبخشی است که در طراحی برنامه های پرستاری فعالیت می کند. در بیماران دچار ضایعات نخاعی ، پرستاران به عنوان عضوی از تیم حرفه ای ارتباط 24 ساعته با بیماران دارند. پرستاری توانبخشی به این بیماران کمک میکند تا بیشترین پتانسیل خود را بازیابند، با توانایی های خود اشنا شده و به سمت زندگی مستقل و مولد حرکت کنند. در واقع پرستار به بیمار کمک میکند تا بالاترین سطح کارایی را به دست آورد.

نقش پرستار در مرحله حاد پس ازایجاد ضایعه نخاعی و نیز در مراحل بعدی که با مراقبت مستمر، ازبروز عوارض بلند مدت و منفی پیشگیری میکند، اهمیت بسزایی دارد.در مرحله حاد پس از ضربه ،برنامه مراقبتی پرستار شامل ارزیابی و اجرایABCDE، انجام تکنیک های صحیح حمل و نقل بیمار، پروتکل های اولیه درمان و در مراحل بعدی آماده نمودن بیمار جهت انجام مداخلات جراحی و تنظیم برنامه های مراقبتی دقیق برای پیشگیری از عوارض منفی میباشد.

ارزیابی ABCDE:

A (Airway):حفظ راه هوایی با حمایت و کنترل از نظر آسیب احتمالی به ستون فقرات گردنی

B (Breathing):کنترل و حمایت تنفسی

C(Circulation) :کنترل گردش خون و بررسی فشار خون

D(Disability):ارزیابی ناتوانی به دنبال آسیب به سیستم عصبی

E(Expose & Examin) :ارزیابی و بررسی آسیب به پوست و سایراندام ها

 

تکنیک های حمل و نقل:

هنگام انتقال بیماران دچارآسیب نخاعی، مسیر ستون فقرات  باید صاف ، حمایت شده و بی حرکت باشد. در صورت احتمال  آسیب به مهره های گردنی ، از کلار و کیسه های شن جهت حمایت در دوطرف سر استفاده میشود.بیمار در پوزیشن به پشت خوابیده بر روی تخته های محکم جابه جا میشود.

پروتکل استروئید:

داروی متیل پردنیزولون ، یک دوز 30 میلی گرم در هر کیلوگرم وزن بدن داده شده و سپس انفوزیون این دارو به مقدار 5.4 میلی گرم در هر کیلو گرم وزن بدن در ساعت برای مدت 24 ساعت جریان میابد. این پروتکل درمانی میباید طی 6 تا 8 ساعت اول آسیب  اجرا شود.

 

برنامه مراقبتی برای پیشگیری از عوارض منفی اسیب نخاعی:

عوارض اولیه شامل نارسایی تنفسی ، آتلکتازی ، پنومونی و شوک نخاعی است. عوارض تاخیری شامل نارسایی در عملکرد مثانه ، روده ها ، اریتم پوستی ، عفونت ، زخم بستر ، سوء تغذیه ، DVTو نارسایی الگوی دفع میباشد. یک برنامه مراقبتی کامل شامل ارزیابی و مراقبت دقیق سیستم تنفسی ، سیستم ادراری- تناسلی ، سیستم گوارشی ، سیستم قلبی و عروقی ، سیستم عصبی ،سیستم عضلانی - اسکلتی ، پوست و مشکلات سایکولوژی است.

برخی از تشخیص های پرستاری رایج دربیماران دچار آسیب نخاعی عبارت است از :

 

1.اختلال در تحرک جسمی در ارتباط با ضعف نیمه بدن ،از دست دادن تعادل و هماهنگی ،اسپاسیتی و صدمه مغزی.

2.احساس ناتوانی در ارتباط با عدم توانایی در استفاده از عضلات و مفاصل.

3.بی اختیاری ادراری در ارتباط با ناپایداری و ضعف عضله دافعه مثانه .

4.اختلال در فرایند  تفکر در ارتباط با صدمه به مغز،تیرگی شعور ،ناتوانی در انجام و ادامه توصیه های ارائه شده توسط پرسنل درمانی.

5.اختلال در برقراری ارتباط کلامی در ارتباط با صدمه مغزی.

6.خطر از بین رفتن سلامت و تمامیت پوست در ارتباط با کاهش تحرک بدنی بدنبال ضعف و فلج عضلات.

7.مشکلات خانوادگی در ارتباط با شرایط  نامناسب بیمار و مشکلات مراقبت ازوی .

پرستار نه تنها برروند دارو و درمان بیمار نظارت میکند ،بلکه باید به آسایش بیمار و حمایتهای روانی و عاطفی از وی نیز توجه کند.این بیماران میباید که آسانترین کارها را به طرق متفاوت، از نو بیاموزند .

بیماران دچار ضایعات نخاعی به نوعی در سوگواری به سر می برند . چراکه قسمتی از زندگی شان را از دست داده اند که هرگز باز نمی گردد. پرستار بایستی ارتباط مؤثر با بیمار برقرار کرده ، کاملا درک کند که چه حادثه ای برای بیمار رخ داده و دربرابر او صادق باشد. هیچ جزئیاتی از بیماری وی را مخفی نکند ،چراکه باعث بی اعتمادی بیمار میشود. از همه مهمتر پرستار باید به صحبتهای بیمار گوش فرا داده و زمانیکه توانایی انجام کاری را به دست آورد ، او را مورد تشویق قرار دهد. پرستار باید توجه داشته باشد که  خستگی از عوارض بی حرکتی است که باید با شناختی که از بیمار به دست می آورد سرگرمیهای مورد علاقه وی را شناسایی و مورد اجرا قرار دهد.

ماهیت خدمات توانبخشی

به طور کلی بازتوانی یک فرد معلول شامل پنج مرحله زیر میباشد:

ü مرحله اول : ارزیابی

این مرحله شامل جمع آوری اطلاعات همه جانبه در ارتباط با فرد معلول است. ارزیابی از هنگام پذیرش فرد شروع  شده و در طول برنامه توانبخشی ادامه میابد. لازم به ذکر است که علائم و نشانه هایی که برای تشخیص معلولیت بکار می رود با علایمی که جهت تشخیص بیماری مطرح است ، یکسان نیستند.مثلا کسی که دچار شکستگی دست چپ شده است ، اگر چپ دست بوده و قادر به نوشتن نباشد دچار معلولیت شده است. اما اگر راست دست باشد ناتوانی ایجاد نشده و معلولیت بوجود نیامده است. معمولا فرد معلول از لحاظ عملکردی ، اجتماعی ، روانی و حرفه ای مورد ارزیابی قرار می گیرد.

ارزیابی عملکردی در 6  فعالیت اساسی که شامل تحرک ، جابجایی ، پوشیدن لباس ، خوردن غذا ، بهداشت شخصی و برقراری ارتباط می باشد، قابل اجراست.

تحرک ،انتقال از یک نقطه به نقطه دیگر است. برای ارزیابی میزان ناتوانی در ارتباط با تحرک ، توانایی فرد معلول در محیط های مختلف مثل خانه ، فضای اطراف خانه و محیط جامعه ، نیاز وی به کمک سایرین، یا احتیاج به وسایل کمکی مثل عصا، بریس یا ویلچر باید مورد توجه قرار گیرد.

جابجایی شامل حرکات مربوط به تغییر وضعیت است. فعالیت هایی مثل جابجایی از تخت به ویلچر یا صندلی ، از ویلچر به توالت یا اتومبیل و ... جابجایی محسوب می شود. در جابجایی نیاز به کمک سایرین  ارزیابی می گردد.

همچنین توانایی فرد معلول برای پوشیدن و درآوردن لباس از جمله لباس های دکمه دار ، کفش ، جوراب  و ... مهارت غذا خوردن شامل به کارگیری قاشق ، چنگال ، کارد ، بشقاب و لیوان ، توانائی در انجام امور نظافتی مثل تمیز کردن منزل ، مسواک زدن ، شانه کردن موها  ، اصلاح سر و صورت و استحمام کردن، مهارت های ارتباطی شامل شنیدن ، صحبت کردن ، خواندن و نوشتن  باید کاملا مورد ارزیابی قرار گیرد.

ارزیابی مسائل اجتماعی کمکی است در این جهت که همزمان با بررسی و رفع مشکلات جسمی ، مشکلات خانوادگی فرد معلول نیز مورد توجه قرار گیرد.چراکه معلولیت یکی از اعضای خانواده امکان گسیختگی روابط خانوادگی را به دنبال خواهد داشت.

معلولیت یک فرد ممکن است به از دست دادن موقعیت  شغلی نیز منتهی گردد. برای تعیین شغل جدید ضرورت دارد که شرایط جسمانی ، روانی و اجتماعی فرد بررسی شود. ( ارزیابی حرفه ای )

اثرات روحی و روانی ناشی از معلولیت ، پیامد های تغییر شغل و یا تغییر اهداف و اتخاذ شیوه جدید زندگی و انگیزش فرد برای یادگیری آن باید مورد ارزیابی قرار گیرد. (ارزیابی روانی)

ü مرحله دوم : تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصل از ارزیابی

با سازماندهی و تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصل از ارزیابی، فهرستی از مشکلات موجود مشخص می گردد.

ü مرحله سوم : هدف گذاری درمان

این مرحله شامل تعیین اهداف مناسب برای شروع اقدامات درمانی است.در اهداف درازمدت ، دستیابی به سطح عملکرد مناسب در پایان فرایند توانبخشی ، به عنوان نتیجه اقدامات ، مورد نظر قرار می گیرد. اهداف درازمدت معمولاً توانایی های لازم برای انجام اموز روزمره ، تحرک در محیط زندگی و ارتباط متقابل با محیط را در بر می گیرد. وقتی که اهداف درازمدت مورد تائید واقع شد، مرحله بعد تعیین مهارت هایی است که برای دست یابی به هدف ضروری هستند، روش کسب مهارت ها و راه های دسترسی به آنها اهداف کوتاه مدت را تشکیل می دهد. درواقع اهداف کوتاه مدت ، شامل روش هایی است که برای رسیدن به اهداف دراز مدت باید به کار گرفت.

ü مرحله چهارم : تهیه و اجرای برنامه درمانی

بعد از اینکه اهداف مورد نظر طراحی شد ، مرحله بعدی تعیین شیوه درمانی برای دستیابی به این اهداف است. ضرورت دارد که تمامی شیوه های مناسب درمانی مشخص و سپس در مورد شیوه ای که احتمالاً با موفقیت بیشتر همراه خواهد بود ، تصمیم گیری شود.

ü مرحله پنجم : ارزشیابی نتایج درمان

مرحله پایانی ، ارزیابی مجدد فرد معلول و کارایی روشهای درمانی را شامل میشود. توانایی فرد براساس اهداف مشخص شده در برنامه درمان، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

 

آموزش :

عموماً اعتقاد بر این است که بیماران جهت شناخت و درک موقعیت درمانی خود ، تصمیم گیری جهت  انجام و یا تغییر رفتارهای بهداشتی، نیازمند کمک و آموزش میباشند. آموزش به بیمار و خانواده اقدامی ایمن و مقرون به صرفه است که موجب ارتقاء کیفیت درمان مراقبت میگردد. با توجه به اینکه پرستاران در ارتباط  24 ساعته با بیماران هستند ، بهترین افراد جهت آموزش به بیمار در تیم درمانی شناخته  می شوند.

در فرایند آموزش ابتدا باید نیازهای آموزشی بیمار شناخته شود. بیماران دچار ضایعه نخاعی بعلت  عدم تحرک و جابجایی در معرض انواع عفونت ها، مشکلات دستگاه گوارشی ، تنفسی ،  ادراری و ... هستند. شناسایی نیازهای آموزشی بیمار با کمک پزشک تیم توانبخشی از طریق مشاهده مستقیم وضعیت جسمانی ، رفتاری و یا پیش بینی نیازها طی بررسی طرح درمانی و از طریق ارتباط متقابل با بیمار وبه دنبال  پرسش مستقیم از وی  مشخص میگردد. گام بعدی، بررسی انگیزه و آمادگی بیمار جهت یادگیری است.در واقع بیماری که تمایلی به یادگیری ندارد ، دریافت خوبی نیز ازآموزش نخواهد داشت.گاهی فقدان انگیزه به علت اشکال در سازگاری با بیماری است که نقش روانشناس توانبخشی در این میان قابل توجه است. مرحله بعدی مشخص کردن اهداف آموزش است. آنچه فرد باید یاد بگیرد به شکل هدف بیان میشود. اهداف باید به صورت واقع گرایانه و قابل دستیابی تدوین شوند. یادگیری مراقبتهایی چون سوند گذاری ، بهداشت پوست ، تغذیه و ... از جمله اهداف آموزشی در بیماران ضایعه نخاعی است. درگام بعدی باید روش های آموزش به بیمار بررسی شود. پرستار باید در سه حیطه شناختی (درک ذهنی) و عاطفی (نگرشی) و روانی حرکتی (مهارت های حرکتی) موارد آموزشی را فراهم کند . در حیطه شناختی باید اطلاعات کافی در مورد بیماری به فرد داده شود. این مهم توسط رسانه های نوشتاری و سمعی بصری و سخنرانی و بحث انجام میگردد. پذیرش بیماری و مسئولیت پذیری در جهت مراقبت از خود ، سهم حیطه عاطفی است که با مشارکت در اعمال مراقبتی آموخته میشود. حیطه روانی حرکتی نیز یادگیری مهارت های عملی است.آموزش مهارت های حرکتی بهتر است با تمرین ، کار عملی و نمایش روش انجام کار صورت گیرد. تشکیل گروه های یادگیری میتواند فرصتی فراهم نماید تا بیماران از تجارب یادگیری یکدیگر استفاده نمایند.  در پایان ارزیابی از یادگیری مد نظرخواهد بود. در ارزیابی تعیین میشود که آیا تغییر رفتاری مورد نظر ایجاد شده است یا خیر؟ این کار توسط مشاهده رفتار بیمار و یا با سؤال کردن ازوی صورت میگیرد.

نتیجه گیری:

پرستاری، تلفیقی از علم و هنر است وپرستاران نقش اولیه در دستیابی بیماران دچارضایعات نخاعی به بالاترین سطح عملکرد شان را دارند. پرستار نقشی اساسی در ارائه خدمات پرستاری دارد. تاکید این خدمات بر تامین مراقبت فیزیکی، حمایت عاطفی و آموزش افراد جهت کسب سطح مطلوب سلامت و استقلال می باشد.

در پرستاری حرفه ای امروز، فرد باید جهت کسب آگاهی از نیازهای بهداشتی خود نظیر سوندگذاری، بهداشت پوست، تغذیه و .... راهنمایی شده و مراقبتهای لازم در این زمینه را دریافت نماید. مهارت های مراقبت از خود باید به بیماران آموزش داده شود و در شرایطی که استقلال کامل وی امکان پذیر نیست، پرستاران باید افراد را در زمینه کمک گرفتن موثردر انجام فعالیت هایشان ، آموزش دهند به گونه ای که مددجویان قادر باشند در صورت نیاز به کمک، از وجود دیگران به طور موثری بهره مند گردند.

آموزش بیمار در زمینه تغذیه ،تحرک و جابجایی، محافظت از دستگاه ادراری، محافظت از پوست ، برنامه دفع روده ای ، عوارض تنفسی ،  مشکلات جنسی ، واکنش های روانشناختی ، ترومبوز ورید عمقی، هیپرترمي و هیپوترمی، مشکلات دارو درمانی، درد، افت فشارخون وضعیتی، استخوان سازی نابجا، اسپاستی سیتی، ایمنی در خانه ، توانبخشی حرفه ای و تلفیقی باید انجام گیرد.

منابع:

·             Fundamental Concepts and Skills for Nursing; by Susan C. DeWit; W.B. Saunders Company, 2001.

·             Nursing Diagnosis Reference Manual; by Sheila M. Sparks & Cynthia M. Taylor; Springhouse Corporation, 2001.

·             Introductory Medical-Surgical Nursing by Barbara K. Timby & Nancy E. Smith; Lippincott Williams & Wilkins, 2003.

·         Nursing Practice Related to Spinal Cord Injury and Disorders

A Core Curriculum/ Linda Love, MS, R.N., CRRN, Audrey Nelson, PhD, RN, Cynthia Zejdlik, RN/ Published 01/2001/ 532 pp Paperback/ ISBN13 9780970887313

·          Glynis Collis Pellatt / Perceptions of the nursing role in spinal cord injury rehabilitation / British Journal of Nursing, Vol. 12, Iss. 5, 13 Mar 2003, pp 292 - 299

·          brunner/suddarth. Brunner & Suddarth’s Textbook of Medical-Surgical Nursing.  Lippincott, Williams, & Wilkins.  Philadelphia

·         Primary Care for Individuals with Spinal Cord Injury/ Kelly Johnson, MSN, RN, Daniel P Lammertse, MD/ Spring 1998/ Volume 9, Number 1/  CNI Review Medical Journal

·         French DD, Campbell RR, Sabharwal S, Nelson AL, Palacios PA, Gavin-Dreschnack D. Health care costs for patients with chronic spinal cord injury in the Veterans Health Administration. Journal of Spinal Cord Medicine 2007;30(5):477–81.

·         Bernhard M, Gries A, Kremer P, Böttiger BW. Spinal cord injury (SCI) – prehospital management. Resuscitation 2005 August;66(2):127–39.

·         Linda Love, MS, R.N., CRRN, Audrey Nelson, PhD, RN, Cynthia Zejdlik, RN/ Nursing Practice Related to Spinal Cord Injury and Disorders/2001/ ISBN13 9780970887313

·   Susan B. O،Sullivan & Thomas J. Schmitz / Physical Rehabilitation: Assessment and Treatment.

·         برزکار، ابراهیم.ساختار و عملکرد سیستم عصبی-عضلانی.تحت نظارت:دکتر حسن عشایری.با همکاری:دکتر مسیب برزکار.چاپ اول.بهار ۱۳۸۵.ISBN 964-06-7688-8

·         شریدان ، رابرت لبو / تروما ، بررسی و درمان بیماران آسیب دیده / جلد دوم/ ترجمه جامعه جراحان ایرانی

·         اسدی نوقابی ، احمد علی / فرایند یادگیری و اصول آموزش به بیمار / چاپ اول  1378 / انتشارات بشری

·         مهاجر ، تانیا / اصول آموزش به بیمار / چاپ 1380 / نشر سالمی

·         میرخانی ، مجید / مبانی توانبخشی 1 / چاپ اول 1378/ انتشارات سازمان بهزیستی

 

مركز تحقيقات علوم اعصاب شفا

2009-2019©‍Copyright